به گزارش سرویس فرهنگ و هنر افق تهران؛ موسیقی هنر پرطرفداری است که تأثیر بهسزایی در افراد جامعه به خصوص نسل جوان دارد. آثار موسیقایی هر جامعه یکی از شاخصههای تأثیرگذار فرهنگی هر جامعه است. در کشور ما هم آثار زیادی تولید میشود، که به نوبۀ خود بر جامعه تأثیرگذارند. یکی از آثاری که به تازگی به مخاطبان موسیقی عرضه شده است، «من و تو» با صدای «گرشا رضایی» است. نام رضایی که از هنرمندان مطرح عرصۀ خوانندگی است، در شناسنامۀ تک آهنگ من و تو به عنوان آهنساز، ترانهسرا و تنظیمکننده هم به چشم میخورد. در سطور آینده به تحلیل متن این ترانۀ تازه تولید شده میپردازیم.
ترانۀ من و تو در سه بند و روی ملودی نوشته شده است. در بند اوّل این ترانه آمده است:
من و تو به غیر هم هیچکیو نداریم
من و تو بدون هم دووم نمییاریم
من و تو بدون هم میمیریم
بند اوّل ترانه زبانی ساده و سالم دارد. مفهوم قابل درکی دارد، که در ادبیات ایران دارای بسامد است. آثار زیادی در ادبیات عاشقانه فارسی به چشم میخورد، که در آن عاشق، زندگی خود را وابسته به معشوق میداند، در حدّی که بدون او نمیتواند به زندگی ادامه دهد. اتّفاقی که در این بند افتاده است و آن را در دستۀ آثاری قرار میدهد که به نسبت عاشقانههایی که ذکرشان رفت، بخش کوچکتری از عاشقانههای فارسی را به خود اختصاص میدهد. حجم این بخش کوچکتر به اندازهای نیست که بتوان بند اوّل را خلّاقانه و ابتکاری دانست. شاعرانگی کافی در این بند به چشم نمیخورد. بند، به عنوان شروع اثر، تاثیرگذاری و جذابیت کافی برای ترغیب مخاطب به همراهی با اثر تا پایان آن را ندارد.
ما دوتا آخر عاشقای قصه هاییم
ما دوتا با همیم اما اگرم جداییم
من و تو بدون هم میمیریم
آخر چیزی بودن، به معنای در اوج آن موضوع بودن، از اصطلاحات عامیانه است. کاربرد این نوع اصطلاحات در ترانه بسیار کاربردی است. اصطلاحات عامیانه لایهای عاطفی به اثر اضافه میکند، که باعث تاثیر عمیقتر آن بر مخاطب میشود. تأثیرگذاری اصطلاح عامیانه در ترانۀ عامیانه، نیازمند استفاده درست و بهرهبرداری شاعرانه از آن است، اتّفاقی که در این مصرع نیفتاده است. در مصرع بعد آوردن امّا، اگر و هم، که به شکل “م” به اگر چسبیده است، در کنار هم و برای یک جمله، اشتباه دستوری است و سلامت جمله را از بین برده است. مصرع آخر یک جملۀ ساده و پرتکرار در ادبیات است که نکتۀ مثبتش زمزمهپذیر بودن آن است که با توجّه به تکرار مصرع در ترانه، ویژگی مثبتی است و به ترانه، آهنگی مناسب میبخشد امّا اثری از شاعرانگی، عاطفهمندی و خلّاقیت در آن دیده نمیشود.
عشق یعنی تو یعنی ما با هم
دم غروب که میشه دل واسه دیدنت میلرزه
به خدا که داشتنت به کل این دنیا می ارزه
مگه آدم چی میخواد از دو روز زندگی
عشق میون نیستی و زندگی مرزه
ساختار بند پایانی با بندهای پیشین متفاوت است. این بند به جای سه مصرع، پنج مصرع دارد. در این بند هم با جملاتی ساده روبهرو هستیم. این جملات، ملموس و قابل درک برای عموم مردم است. سادگی، لازمۀ یک ترانۀ خوب است امّا ضروری است پشت این سادگی عمقی نهفته باشد. عمقی که در بندهای مختلف این ترانه دیده نمیشود. در مصرع اوّل با تعریف عشق، به نوعی دربارۀ این مفهوم عمیق انتزاعی، حکم صادر میشود. صدور حکم در یک اثر ادبی متعلّق به گذشته است و جذّابیت خود را از دست داده است. در مصرع دوّم از غروب بهرۀ کافی گرفته نشده است. به جای غروب میتوان هر کلمهای را در این مصرع گنجاند، بدون اینکه لطمهای به اثر وارد شود و این یعنی اثر بهرۀ مناسبی از انسجام ندارد. مصرعهای بعد، مصرعهایی ساده و سالم هستند و مثل دیگر بیتهای این اثر، محمل شاعرانگی و خلاقیّت لازم برای تولید یک اثر ماندگار نیستند. این ترانه نه مثل آثار محبوب جوانان امروز حقایق سطح جامعه را پوشش میدهد و به چالش میکشد، نه به مثابۀ یک اثر عاطفی تأثیرگذار، توانایی جذب مخاطب دارد. موسیقی داخلی و مجاز ایران با آثاری از این دست عرصه را به رقیبانش واگذار خواهد کرد. رقیبانی که جز منافع خود به چیزی فکر نمیکنند و تأثیر آنچه به خورد جوانان میدهند، برایشان اهمیّتی ندارد. تمایل جوانان را نباید نادیده انگاشت. آنان در عرصۀ موسیقی یا به دنبال به چالش کشیدن جامعه هستند تا احساس کنند، حرف دلشان را از زبان خوانندگان محبوبشان میشنوند، یا به دنبال اثری احساسی که به برونریزی عواطف پرشورشان کمک کند. آنان برای پاسخگویی به نیاز اوّل از آثاری که در سبکهای غیرمجاز تولید میشود، استفاده میکنند و برای رفع نیاز دوّم به سراغ آثار ماندگاری که در سالهای خیلی دور تولید شدهاند میرود. جذب نسل جوان به موسیقی داخلی مستلزم تغییر رویهای جدّی است. تغییر رویهای که هم در سطح مدیریت کلان فرهنگی، هم تهیهکنندگان وهنرمندان ضروری به نظر میرسد.
انتهای پیام/
































