به گزارش سرویس شورای شهر افق تهران؛ مدیریت شهری تهران در سالهای اخیر همواره با مشکلات عدیدهای مواجه بوده که البته بحران ۱۲ روزه اخیر (جنگ رژیم صهیونیستی با ایران) نقاط ضعف آن را بیشتر نمایان کرد، نبود مدیریت یکپارچه شهری از جمله این ضعفهاست که در این جنگ سبب پراکندگی تصمیمگیریهای دستگاهها، نهادها و عدم هماهنگی با شهرداری تهران شد.
شهرداری تهران در روزهای بحران و پساجنگ به صورت میدانی در بازسازی و امدادرسانی ورود کرده این در حالی است که بنا بر اذعان برخی صاحبنظران؛ نه تنها مسئولیت قانونی شهرداری در این حوزه به روشنی تعریف نشده بلکه گفته میشود تصمیمات کلان بدون هماهنگی با شورای شهر تهران اتخاذ شده است.
مهدی اقراریان رییس کمیته حقوقی شورای اسلامی شهر تهران نیز این موضوع را چالشی بزرگ میداند و معتقد است که باید هر چه سریعتر این چالش در مدیریت شهری رفع شود،
اقراریان اظهار داشت: تهران را میتوان شهر هزار صاحب نامید که دچار رهاشدگی است. بحران اخیر جنگ ۱۲ روزه این مساله را به وضوح نشان داد و مدیریت واحد شهری برای تهران بسیار حیاتی است.
از طرفی وضعیت موجود در بحران این جنگ نشان داد که مدیریت واحد شهری در تهران وجود ندارد، هر نهاد و دستگاهی به صورت مستقل در حال اقدام بود به طوری که شهرداری، دولت و دیگر دستگاهها هرکدام به صورت جداگانه عمل میکردند و در عمل هیچکس مسوولیت اصلی حوادث از جمله آواربرداری و اقدامات مربوط به شهدای حادثه را بهعهده نگرفت تا اینکه شهرداری وارد عمل شد.
اقراریان گفت: شهرداری تهران بر اساس قانون در موضوعات مختلف مسئولیتهایی به عهده دارد، از جمله سازمان آتشنشانی که در زمان بروز بحرانها و حتی در دوران جنگ فعال بوده است.
در شرایط بحرانی و در بلایای طبیعی و دیگر حوادث ضرورت دارد که مشکلات شهروندان توسط شهرداری پیگیری شود با این حال، بر اساس اطلاعات موجود، شهرداری مسئولیتهایی را پذیرفته اما حداقل برخی اعضای شورای شهر تهران از تصمیمات مربوط به حوزه بازسازی به طور کامل آگاه نیستند.
شهرداری فقط مسئول ارائه خدمات شهری نیست، بلکه باید در همه حوزههای عمرانی، حمل ونقل، محیط زیست، ایمنی و آموزش نقش ایفا کند، اما شاهدیم که دستگاهها جزیرهای عمل میکنند و گاه حتی تصمیمهای آنها متضاد است.
بارها تاکید شده که تا زمانی که مدیریت یکپارچه شهری به رسمیت شناخته نشود، هر طرح تحولی محکوم به شکست است از اینرو باید شهردار تهران مدیر واحد شهر باشد و همه دستگاهها ملزم به هماهنگی با مدیریت شهری باشند.
اقراریانبیانکر: تاکنون مشخص نشده که شهرداری تهران صرفا به دنبال دریافت مجوزهای کلی است یا خیر، اما دریافت گرفتن مجوزهای کلی نمیتواند مسایل تامین منابع مالی را حل کند.
شهرداری باید به صورت دقیق و شفاف اعلام کند که محل تامین منابع مالی پروژهها کجاست تا ابهامات برای مردم و شورا برطرف شود. آیا منابع مالی حوادث و بحرانها باید از بودجه پرداختی از سوی شهروندان برای اداره شهر تامین شود یا دولت منابع خاصی را اختصاص دهد؛ همانطور که در سیل و زلزله ردیفهایی برای این امور در اختیار استانداریها قرار میگیرد.
دولت باید منابع مالی لازم را اختصاص دهد و برخی مسایل نیز نیازمند مصوبه شورای اسلامی شهر تهران است اما تعامل مناسبی بین دولت و شورا وجود ندارد.
اقراریان گفت: به نظر میرسد که اهتمام جدی برای حل مشکلات تهران وجود ندارد و با توجه به چالشهای متعدد کشور موضوعات تهران در اولویت قرار نگرفته است.
پیشنهاد این است قانونی مستقل برای اداره پایتخت تصویب شود، مشابه قانونی که برای پاریس به عنوان پایتخت فرانسه وجود دارد زیرا تهران با جمعیت و ساختار پیچیده خود نمیتواند با قوانین عادی سایر شهرها اداره شود.
بخش زیادی از مشکلات تهران به ساختارهای قانونی باز میگردد، هنوز قوانین ما شوراها را در حد یک ناظر میبیند، نه سیاستگذار محلی. در حالی که در دنیا، شوراها قدرت تصمیمگیری و تعیین خطمشی دارند و شهرداریها وابسته به آنها هستند، این ساختار باید اصلاح شود تا بتوان از ظرفیتهای شورا به درستی بهره برد.
اقراریان خاطرنشان کرد: تراکمفروشی محصول نبود یک نظام جامع تصمیمگیری در شهر است، وقتی شهرداری ناچار است برای تامین هزینهها در این مسیر حرکت کند، نشان میدهد که نظام درآمدی شهرداریها بیمار است و اگر دولت و مجلس شورای اسلامی برای آن چارهاندیشی نکنند، این چرخه ادامه خواهد یافت.
البته در مجموع نیاز به شفافیت، قانونگذاری دقیق و تغییر نگاه وجود دارد. شهر نباید محل سوداگری باشد، وقتی مدیریت شهری به جای توسعه پایدار به درآمدهای آنی فکر کند، نتیجه آن همین ساخت و سازهای بیقاعده در شهر میشود.
توان فنی و تخصصی در بدنه شهرداری وجود دارد اما مشکل چندگانگی در مدیریت است، شهرداری تنها یکی از بازیگران شهر است، در حالی که دستگاههای دیگر بدون هماهنگی وارد عمل میشوند.
اقراریان بیان کرد: وقتی مدیریت یکپارچهای در کار نباشد، حتی اگر شهرداری توانمند هم باشد، نمیتواند خروجی قابل قبول ارائه دهد بنابراین تا زمانی که همه دستگاهها شهردار را به عنوان مدیر واحد شهری نشناسند، نمیتوان انتظار تحول اساسی داشت.
تهران یک شهر پیچیده است و اداره آن با ساختارهای سنتی ممکن نیست، باید به سمت حکمرانی محلی حرکت کنیم، یعنی اختیار، مسئولیت و پاسخگویی را در سطح محلی تعریف کرد، شورا باید بتواند تصمیم بگیرد، نظارت کند و اگر لازم بود تغییر ایجاد کند، این نگاه آینده تهران را خواهد ساخت.
انتهای پیام/

































